دکتر حمیرا نکهت دستگیر زاده از بانوان طراز اول شعر افغانستان به شمار می رود به تجلیل از شعر افغانستان شعری از این شاعره گرانقدر می آوریم :
کاش بودم جاری رگ های عشق
کاش بودم باده در مینای عشق
کاش همچون ذره نزد آفتاب
محو بودم محو خوبی های عشق
کاش بودم موج و مواج و همیش
همسفر با مستی دریای عشق
کاش چون عاشق شبانی نیم شب
می سرودم ناله ها با نای عشق
کاش بودم ساقه لبریز گل
تا که پر پر میشدم در پای عش
هاتف اصفهانی، سیداحمد اصفهانی که هاتف تخلص یافت اصل خاندان او از قصبه اردوباد آذربایجان بوده که در زمان پادشاهان صفوی از آن سامان به اصفهان آمده و در این شهر مسکن گزیدهاند. هاتف در (نیمه اول قرن دوازدهم هجری) در اصفهان زاده شد. وی به سال (۱۱۹۸ هجری قمری) در شهر قم درگذشت.
ای باده ز خون من به جامتاین می به قدح بود مدامتخونم چو می ار کشی حلالتمی بی من اگر خوری حرامتمرغان حرم در آشیانهادر آرزوی
Try me
Try me
Then if I fit keep me
Try me
And if you’re pleased keep me
Try me
If I’m just what you sought then let me be yours
For now I can be complete with someone that appreciate me for me
Try me
You might like what you have if we try together
برچسب: نویسنده: نرگس شریعتی تاريخ: چهارشنبه 22 شهريور 1396 ساعت: 23:40

اي آناهيد! اي نيک، اي تواناترين! اينک مرا اين کاميابي فراز ده که به ارجمندي به يک خوشبختي بزرگ دست يابم… خوشبختياي که در آن بهره و بخشش بسيار باشد، اسبانِ شيهه زننده و گردونههاي برخروشنده و تازيانههاي بانگ برانگيزاننده باشند… آن خوشبختياي که در آن پُر باشد از چيزهاي خوشبو، و در انبارش پُـر باشد از هر آنچه دل کسي بخواهد و هر آنچه زندگاني خوش و خرم را بکار ميآيد. (بند130 آبان یشت)

اي آناهيد! اي نيک، اي تواناترين! اينک مرا اين کاميابي فراز ده که به ارجمندي به يک خوشبختي بزرگ دست يابم… خوشبختياي که در آن بهره و بخشش بسيار باشد، اسبانِ شيهه زننده و گردونههاي برخروشنده و تازيانههاي بانگ برانگيزاننده باشند… آن خوشبختياي که در آن پُر باشد از چيزهاي خوشبو، و در انبارش پُـر باشد از هر آنچه دل کسي بخواهد و هر آنچه زندگاني خوش و خرم را بکار ميآيد. (بند130 آبان یشت)
برچسب: قربان, نویسنده: نرگس شریعتی تاريخ: چهارشنبه 22 شهريور 1396 ساعت: 23:40
شنو پندي ز من اي يار خوش کيش
به خون دل برآيد کار درويش
يقين مي دان مجيب و مستجابست
دعاي سوخته درويش دل ريش
چو آن سلطان بي چون را بديدي
غني گشتي رهيدي از کم و بيش
چو اسماعيل قربان شو در اين عشق
ولي را بنده شو گر نيستي ميش
چو پختي در هواي شمس تبريز
از اين خامان بيهوده مينديش (مولوی)
نوشته شده توسط مسیح
| لینک ثابت
برچسب: بندگی, نویسنده: نرگس شریعتی تاريخ: چهارشنبه 22 شهريور 1396 ساعت: 23:40

اي آناهيد! اي نيک، اي تواناترين! اينک مرا اين کاميابي فراز ده که به ارجمندي به يک خوشبختي بزرگ دست يابم… خوشبختياي که در آن بهره و بخشش بسيار باشد، اسبانِ شيهه زننده و گردونههاي برخروشنده و تازيانههاي بانگ برانگيزاننده باشند… آن خوشبختياي که در آن پُر باشد از چيزهاي خوشبو، و در انبارش پُـر باشد از هر آنچه دل کسي بخواهد و هر آنچه زندگاني خوش و خرم را بکار ميآيد. (بند130 آبان یشت)
نميدانم دلم ديوانه کيست
کجا آواره و در خانه کيست
نميدونم دل سر گشته مو
اسير نرگس مستانه کيست
(بابا طاهر)
برچسب: بدون, نویسنده: نرگس شریعتی تاريخ: چهارشنبه 22 شهريور 1396 ساعت: 23:40